تبلیغات
وبلاگicon
متی ترانا ونراک یابن الحسن روحی فداک
پنجشنبه 7 آذر 1392

باسمه تعالی

   نوشته شده توسط: مصطفی    


سلام دوستان عزیز...

 نظر یادتون نره.(در صورت مشاهده اشکال در وبلاگ حتما اطلاع دهید)با تشکر

شرکت در نظر سنجی به ما کمک زیادی میکند،لطفا شرکت کنید. (در نوار سمت راست وبلاگ)
   




یکشنبه 31 خرداد 1394

رسالت ما

   نوشته شده توسط: مصطفی    

ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون

همانا جن و انس را نیافریدیم جز برای عبادت(بندگی)

اگر از کسی پرسیده شود ما برای چه خلق شده ایم؛شاید بی درنگ پاسخ دهد لیعبدون،اما به راستی عبادت یعنی چه؟ما برای چه عبادت می کنیم؟

نظر شخصی خودم را می گویم کاری به تفاسیر ندارم...!

ساده ترین و سطحی ترین و بی فکر ترین پاسخ آن است که بگوییم آمده ام تا خدا را عبادت کنم،اندکی آزمایش و خوب و خوش خرم وارد بهشت شوم و تمام...

اما چطور می شود که در مناجات های امام معصوم(ع)ی می خوانیم:الهی تو را عبادت نمی کنم به خاطر ترس از آتش جهنم،و به خاطر طمع بهشت هم تو را عبادت نمی کنم،بلکه به خاطر خودت تو را عبادت می کنم که لایق عبادت کردنی...

پس هدف عبادت بهشت نیست،نه که نیست؛نباید باشد،بهتر بگویم نباشد بهتراست...طمع بهشت ارزش عبادت را پایین می آورد!ترس از آتش جهنم هم همینطور...!

عبادتی که به خاطر ترس باشد چه ارزشی دارد؟!اینکه قرآن عبادت گریزان و کفار را به آتش می ترساند هدف متذکر شدن است،همین وبس...اینکه از "جَناتٌ تجری من تحتِ الانهار" حرف می زند و مژده ی شراب طهور می دهد ومیوه های رنگارنگ را برای ما مجسم می کند،اینها همه حکم آن جایزه ها و تشویق هایی را دارد که برای کودک فراهم می کنند تا درسش را بخواند...اما آیا هدفِ درس خواندن هم آن جایزه هاست؟!

پس قرآن هم این جایزه ها و تنبیه ها را قرار داده که ما وارد وادی عبدانگی شویم،قدم که درراه بگذاریم دیگر هدف چیز دیگری باید بشود...?!

اینکه امام معصوم می گوید خدا را فقط به خاطر خدا و لیاقتش برای پرستش عبادت می کنم؛یعنی چه؟

آیه ای دیگر:لا یکلف اللهُ نفسً الَّا وسعَها // هیچ نفسی(شخصی)مورد تکلیف قرار نمی گیرد جز به اندازه ی توانایی اش

عبادت یعنی تکلیف دانستن توانایی ها،عبادت یعنی شناخت وسع خویش و تنظیم کردن اعمال بر اساس وسع.و عبادت یعنی گسترش وسع و توانایی ها...

انسان به اندازه ای که می داند مسئول است،و به اندازه ای که می تواند مسئولیت دارد.جمله ی "فطرت مشترک است اما معیار سنجش متفاوت" هم برای همین درست است زیرا:هر کسی به اندازه ی وسعش عمل کند انسان کاملیست،حال چه یک انسان نا آشنا با دین ولی اهل درستکاری یا چه انسانی فقیه دین و اهل شناخت و پرورش دین وعمل به اصول حقیقی دین! اگر و تنها اگر هر دو بر اساس وسع خویش عمل کرده باشند هر دو حق یکسانی از پاداش اخروی دارند!

اصلا انگار انسان هرچه قدر بیشتر بداند بدتراست! اما وظیفه دارد برود دنبال دانستن و افزایش گستره ی توانایی ها...یعنی همان انسان درستکار نا آشنا به دین اگر بتواند توانایی هایش را گسترش دهد و ندهد آنوقت قابل مقایسه با یک فقیه نیست؛صحبت بر سر وسع و قدرت افزایش وسع است.

ما انسان ها به اندازه ی کوچکترین کارهای درستی که درستیشان را درک می کنیم ولی انجامشان نمی دهیم مسئولیم،نه اینکه خودم اهل عمل باشم،بنده ی حقیر به وسع خویش آگاهم و کسی بهتر از خودم نمی داند چقدر در عمل به توانایی های خوبم رفوزه شده ام.اما یقین دارم ما به دنیا نیامده ایم تا اعمال فردی-اخروی خود را انجام دهیم بمیریم و در سرای اقبا جاودان شویم...!بلکه آمده ایم تا زندگی کردن وعاشقی کردن و محو شدن در وجود حق را یاد بگیریم و دغدغه مند وظیفه ی رسالت ونشر اندوخته های فراگرفته شده را نیز انجام دهیم؛آنوقت می توان گفت بندگی کرده ایم"رسالت راه عبادت است".

اگر یک نفر را به او وصل کردی...برای سپاهش تو سردار و یاری


ادامه مطلب

سه شنبه 19 آذر 1392

درد و دل یك كودك با امام زمان ( عج )

   نوشته شده توسط: مصطفی    


برچسب ها: درد و دل یك كودك با امام زمان ( عج ) ،

یکشنبه 17 آذر 1392

از آفتاب سوزان تر!!!

   نوشته شده توسط: مصطفی    


برچسب ها: حجاب ، سوزان تر از آفتاب ، گرمای چادر ، جهنم ، بی حجابی ،

پنجشنبه 14 آذر 1392

حسین را منتظرانش کشتند

   نوشته شده توسط: مصطفی    

بسم الله الرحمن الرحیم

این ها سخنان بانوی بزرگیست که داشت با حجابان را نصیحت می کرد

مخاطبان این پست فقط کسانی هستند که دارای شرایط موجود در متن می باشند
همه به خودشان نگیرند


حسین(ع) را منتظرانش کشتند...
 مدعیان دینداری بزرگترین ضربه ها را دین  به میزنند....
درخت را طبر با دسته ای از جنس درخت قطع میکند...
و حجاب را برخی با حجاب ها و چادر را چادر به سر ها بی حرمت میکنند.. .
بیگانه گر میشکند حرفی نیست   -------- از دوست بپرسید که چرا می شکند


طرف حرف هایم دشمن و جنگ  نرم و بی حجاب  نیستند،با شما و خودم  هستم که خود را مدعی  پاسداری از حجاب و خون شهدا و دین میدانیم...خود را دلسوز چادر حضرت زهرا(س) و خون شهدایی که پایمال میشود میدانیم ... احساس میکنم قلبم بین در  و دیوار گیر کرده،حرف هایی هست که روحم را آزار میدهد و سیاهه قلمم توان نشان دادنشان را ندارد.. تکلیفی بر دوش دارم ،پس در حد توان اندکم آنچه را به حق بودنش ایمان دارم مینویسم ...
گفتید دختری که آرایش میکند عقده این را دارد که دیده شود و دیگران او و زیباییش را تحسین کنند ،گفتید که راه را اشتباه رفته است...اما شما چرا با روسری های رنگارنگ لبنانی و کفش های رنگی و پاشنه دار کاری کردید که که زیبا دیده شوید؟؟به عنوان کسی که چندین نظر سنجی داشته با صراحت به شما میگویم،روسری لبنانی،چادر های براق و ملی،جوراب ها و کفش های رنگی و پاشنه دار و برخی پوشش های دیگر آقایان را تحریک میکند که شما را نگاه کنند، این نوع حجاب شما را زیباتر میکند و باعث جلب توجه میشود...این یک واقعیت در جامعه ماست وکسی که فلسفه حجاب را فهمیده باشد از جلب توجه دوری میکند..

گفتید نباید حرام خدا را حلال کرد و باید شکر زیبایی را با پوشاندن آن به جای آورد...پس چرا با استفاده نکردن جوراب یا استفاده از جوراب های رنگ پا که استفاده آن ها طبق نظر مراجع حرام است خودتان این کار را کردید؟؟چرا خودتان را با جوراب رنگ پا فریب دادید و فکر کردید پوشش است در حالی که نامحرم تشخیص نمیدهد و پای شما را بدون جوراب میبینید..

گفتید حجاب آمده تا زینت ها را بپوشاند و نگاه های هرزه را کم کند...پس چرا حجاب را زیبا کردید ،بی حجاب میخواهد زیبا باشد تا دیده شود ،دلیل شما چیست استفاده از حجاب زینتی؟؟ملاک این که زینتی است یا نه نگاه نامحرم است،اگر شک دارید پس مثل بنده نظر سنجی کنید و در آنصورت خواهید فهمید که حجاب گفته شده خود باعث جلب توجه است...
چرا برای تبلیغ حجاب عکس دختران زیبا را که قرار است همسر کسی شوند یا عکس بدحجابی را در ویلاگ ها قرار میدهید؟؟اگرباعث تحریک کسی شدید ،مطمین باشید که باید جواب بدهید..

وقتی به شما برای حجاب غلط تذکر دادیم همان جواب هایی را شنیدیم که از بی حجاب ها میشنویم...
بی حجاب ها در جواب گفتند که ما فطرتا زیبایی دوستیم ،چرا ما باید خودمان را محدود کنیم،به آقایان بگویید مراقب چشم هایشان باشند و ...و از شما هم همین حرف ها راشنیدیم..همچنین جواب دادید که ما حدود شرعی حجاب را رعایت میکنیم ،که باید بگوییم مطابق نظر مراجع هر چیزی که باعث تحریک و جلب توجه نامحرم شود شرعا ایراد دارد..اگر شما به بی حجاب ها از سر دلسوزی تذکر میدهید به خدای محمد ما هم از سر دلسوزی برای حجاب غلط به شما تذکر میدهیم...



گفتید رابطه با نامحرم نداشته باشید اما  فیس پوکی شدید،آنجا عکس میگذارید و به اسم تبلیغ با نامحرم هم کلام میشوید،..
مسنجری به اسم الفور را پاتوق خود کردید و در اختلاطی مجازی که شوخی با نامحرم و خوش و بش و بگو بخند انجام میشود حاضر شدید..  و نام امام زمان را بر اتاق هایش گذاشتید تا کار خود را توجیه کنید ...
در دانشگاه ها به اسم انجمن های مختلف ،همکلام میشوید و...
در قسمت نظر سنجی وبلاگ ها برای هم گل فرستادید و به اسم تبادل نظر .....
از دوستان میخوام اگر جسارتی شد حقیر را ببخشند،خدایم شاهد است که از سر دلسوزی و تکلیف می گویم و البته زیاد هستند بزرگوارانی که شامل موارد بالا نیستند.




یکشنبه 10 آذر 1392

ماجرای نامه نگاری انیشتین با آیت الله بروجردی

   نوشته شده توسط: مصطفی    


آیا انیشتین در سال های آخر عمر مسلمان شده بود؟

دین - آلبرت اینشتین در رساله پایانی عمر خود با عنوان 'بیانیه' اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می دهد و آن را کاملترین و معقولترین دین می داند.

به گزارش خبرآنلاین از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بروجردی، این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش=1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه انجام است.

آلبرت اینشتین در رساله پایانی عمر خود با عنوان "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein - 1954 به معنی "بیانیه" که در سال 1954 در آمریکا و به آلمانی نوشته است ، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می دهد و آن را کاملترین و معقولترین دین می داند.

اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) و بیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی(فوت1371ش) ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.

از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم نقل می کند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می خورد و آن ظرف واژگون می شود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم از معراج جسمانی باز می گردند مشاهده می کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است . اینشتین این حدیث را از بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه  "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می نویسد.

همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات می کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می داند:
E = M.C2 >> M = E :C2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.

اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز" یاد کرده است.

بهای خرید این رساله توسط پروفسور ابراهیم مهدوی( مقیم لندن) به مبلغ 3000000دلار با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" آماده و از یک عتیقه فروش یهودی خریده شده است. دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه ای چک شده و این که رساله به دست خود او نوشته شده، تایید شده است.

هم اکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی - توسط دکتر عیسی مهدوی ( برادر دکتر ابراهیم مهدوی)- و توام با تحقیق و ارائه منابع مذکور در متن است. اصل نسخه این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری می شود.

از استادی شنیدم که می گفت :

با ظهور امام زمان دانشمندان راحت تر و با اعتقاد تر به سمت ایشان می روند چرا که آن ها با انسانی مواجه می شوند که از خودشان خیلی بالاتر است و عظمت او را درک می کنند.



برچسب ها: ماجرای نامه نگاری انیشتین با آیت الله بروجردی ،

شنبه 9 آذر 1392

فرهنگ برهنگی، برهنگی فرهنگ(حجاب وعفاف)

   نوشته شده توسط: مصطفی    

داستان(حتما بخوانید ضرر ندارد)
نویسنده: علیرضا تاجریان
شاید شما نیز آن داستان معروف «کریستین آندرسن» را شنیده اید، مضمون این داستان به این شرح است:
در زمانهای قدیم دو خیاط به شهری وارد شدند و پرسان پرسان سراغ قصر پادشاه را گرفتند. بعد از ملاقات با پادشاه، او را فریفتند که ما در فن خیاطی استادیم و بهترین لباسها را که برازنده قامت بزرگان باشد می دوزیم اما از همه مهمتر، هنر ما این است که می توانیم لباسی برای پادشاه بدوزیم که فقط حلال زاده ها قادر به دیدن آن
باشند......


برای خواندن ادامه کلیک کنید

برچسب ها: فرهنگ برهنگی ، برهنگی فرهنگ(حجاب وعفاف) ،

(پست ویژه)
در این پست درباره ی مباحث زیر به طور خلاصه توضیحاتی داده شده:
1-فوکویاما کیست؟
2-حمله ی آمریکا به ایران از نظر فوکویاما
3- جنگ عراق توسط آمریکا
4- پایان تاریخ از نگاه این فیلسوف غربی
5-فوکویاما و اخلاق در آمریکا








    برای خواندن توضیحات به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.


                  


ادامه ی مطلب

برچسب ها: فرانسیس فوکویاما ، نظرات ،

تعداد کل صفحات: 13 1 2 3 4 5 6 7 ...